السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
228
سيره معصومان ( فارسي )
هرب الناس غير تسعة رهط * فهم يهتفون بالناس اين ثم قاموا مع النبى على المو * ت فآتوا زينا لنا غير شين و ثوى ايمن الامين من القو * م شهيدا فاعتاض قرة عين جز بنى هاشم هيچ كس ديگر فراروى شمشيرها در روز حنين با پيامبر ( ص ) همراهى نكردند ، مردم بجز نه گروه گريختند و بر مردم بانگ مىزدند : كجا ؟ سپس با پيامبر عليه مرگ برخاستند و براى زينت ما شدند نه باعث ننگ و عار . و ايمن ( بن ام ايمن ) كه امين به رازهاى دين بود شهيد شده در آنجا بماند و به جاى خوشيهاى اين دنيا ، روشنى چشم آن سرا را بگرفت . عباس بن عبد المطلب نيز در اين مقام اشعارى سروده كه پيش از اين دو بيت از آن به روايت ديگرى گذشت : نصرنا رسول اللّه فى الحرب تسعة * و قد فر من فر عنه فاقشعوا و قولى اذا ما الفضل شد بسيفه * على القوم اخرى يا بنى ليرجعوا و عاشرنا لاقى الحمام بنفسه * لما ناله فى اللّه لا يتوجع نه تن بوديم كه در جنگ رسول خدا را يارى كرديم و هرآينه گريختند آنان كه از رسول خدا ( ص ) گريختند و پراكنده شدند . و گفتهء من به ( پسرم ) فضل هنگامى كه با شمشير به دشمن سخت مىگرفت : كه اى پسرم ضربت ديگرى بزن تا بازگردند . و دهمين ما مرگ را ديدار كرد و از آن چه در راه خدا به او رسيده بود ، اظهار درد نمىكرد . مقصود وى از « دهمين نفر » ايمن بن ام ايمن است . شيخ مفيد در ارشاد گويد : مردى از هوازن با شترى سرخموى رو آورد . وى نيزهاى بلند به دست داشت كه سر آن نيزه پرچمى بود و روياروى قوم راه مىپيمود و چون بر يكى از مسلمانان دست مىيافت او را بر زمين مىانداخت و چون مردم او را وامىنهادند پرچم خويش برمىافراشت و كسانى كه پشت او بودند به دنبالش مىآمدند . او رجز مىخواند و مىگفت : انا ابو جرول لا براح * حتى نبيح القوم او نباح منم ابو جرول و ما از جاى خود بازنگرديم تا قوم ( مسلمانان ) را بكشيم يا خود كشته شويم . على ( ع ) در برابر او با مقاومت ايستاد و پاهاى شترش را به شمشير زد و ابو جرول را بر زمين انداخت و سپس با ضربتى كار او را تمام ساخت و آنگاه گفت : قد علم القوم لدى الصباح * انى فى الهيجاء ذو نطاح قوم دانستند كه من صبحگاهان در نبرد صاحب شاخم ( نيرويم ) . با كشته شدن ابو جرول ، مشركان تار و مار شدند و گريختند . آنگاه مسلمانان به هم ملحق شدند و در برابر دشمن صف كشيدند . رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوندا ! تو به اولين قريش عذاب و